السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)
1051
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)
1740 - ( 2 ) ابو بصير در حديثى از معصوم عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « هنگامى كه حضرت مهدى ( عج ) ظهور كند ، وارد كوفه مىشود و دستور مىدهد مساجد چهارگانه را ويران كنند تا به پايههاى آن برسد و سايهبانهايى همانند سايهبان حضرت موسى عليه السلام براى آنها قرار مىدهد و همه مساجد را درهم مىكوبد به طورى كه ارتفاعى براى آنها نباشد ، همانند زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و راه اصلى را توسعه مىدهد و عرض آن را به شصت ذرع مىرساند و هر مسجدى را كه در مسير قرار گيرد خراب مىكند و هر پنجره ، بالكن ، فاضلاب و ناودانى را كه به راه باز شود ، مىبندد و خداوند در زمان مهدى ( عج ) به فلك دستور مىدهد آهسته حركت كند ؛ به طورى كه هر شبانهروز در زمان او به اندازهء ده شبانهروز شماست و هر ماه ، همانند ده ماه و سال ، همانند ده سال از سالهاى شما ولى مدت زيادى درنگ نمىكند ، تا اينكه در « رميلة الدسكرة » يكى از موالى [ غير عربها ] با ده هزار نفر عليه امام ( عج ) دست به آشوب مىزنند و شعار آنان ، يا عثمان ! يا عثمان ! است . حضرت مهدى ( عج ) يكى از پيروان غير عرب خود را فرامىخواند و شمشيرش را به كمر وى مىبندد و روانه جنگ با آنان مىكند . او آشوبگران را مىكشد ، به طورى كه احدى از آنان باقى نمىماند . سپس متوجه كابل شاه مىشود - شهرى كه هرگز به دست غير مهدى ( عج ) فتح نشده است - و آنجا را فتح مىكند . سپس به كوفه بازمىگردد و در آنجا ساكن مىشود و خون هفتاد قبيله را مباح مىكند . . . » در حديث ديگرى آمده است : « قسطنطنيه و روم و چين را فتح مىكند . » 1741 - ( 3 ) قطب راوندى در كتاب الخرائج روايت كرده است كه : « در زمان امير مؤمنان عليه السلام آب فرات بالا آمد . مردم گفتند : ما از غرق شدن مىترسيم . على عليه السلام سوار شد و به سوى فرات حركت كرد . در راه بازگشت ، از كنار مجلسى از قبيلهء ثقيف گذشت . جوانان ثقيف با مشاهدهء حضرت با حالت تمسخر با گوشهء چشم به امام عليه السلام اشاره كردند . على عليه السلام رو به آنان كرد و فرمود : اى باقيماندهء قوم ثمود ! اى ذليلان اصحاب خدود ! آيا شما جز فرومايگانى سركش هستيد ؟ كيست كه شرّ اين بردگان را از من دور كند ؟ پيران آنها گفتند : اينها جوان و جاهل هستند . ما را به اعمال اينها بازخواست نكن و از ما در گذر .